اسمان ابری

صفحه خانگی پارسی یار درباره

مداد رنگی ...

همه مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفید ...!!

هیچ کس به او کار نمی داد ... 

همه می گفتند :(( تو به هیچ دردی نمی خوری.))

یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند، مداد سفید تا صبح کار کرد، ماه کشید ، 

مهتاب کشید که کوچک و کوچک و کوچکتر شد ...

صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد .... 

 

 

 

 

زندگی عمریست که اجل در پی آن میتازد هر کس غم بیهوده خورد می بازد



مداد رنگی ...